انتخاب قلعهنویی یک حسن بزرگ دارد؛ سالها حضور در رقابتهای لیگ برتر و تجربه نشستن روی نیمکت تیمهای مختلف باعث شده او شناخت خوبی نسبت به بازیکنان لیگ برتر داشته باشد، خصوصاً با تعللی که فدراسیون در انتخاب و معرفی سرمربی جدید تیم ملی داشت، پیدا کردن شناخت میتوانست باعث سوخت شدن زمان زیادی شود اگر جایگزین کیروش خارجی بود. قلعهنویی اما به واسطه آنالیز تیمها برای به دست آوردن شناخت از حریفان گلگهر طی بیستوچند هفتهای که از رقابتهای این فصل گذشته و شناخت کلی که از فوتبال ایران و بازیکنان آن دارد، یک گام از مربی خارجی پیش است و خیلی زود میتواند در نخستین اردوی تدارکاتی تیم ملی ظرف مدت زمانی کوتاه به شناخت کافی از بازیکنان تیم ملی دست یابد.
تیم ملی فرصتی برای از دست دادن ندارد. با زمان زیادی که فدراسیون از دست داد، قلعهنویی چارهای ندارد جز برپایی اردو در آخرین روزهای سال 1401، چراکه شاگردان او در نخستین آزمون باید سوم فرودینماه در دیداری تدارکاتی به مصاف روسیه بروند. به همین دلیل قلعهنویی ناچار است از اندک زمان موجود استفاده کند. هرچند مصاف با روسیه دیداری دوستانه است، اما در عین حال فرصت خوبی نیز هست که سرمربی تیم ملی در همان گام نخست شاگردانش را محک بزند و نقاط ضعف و قوت تیمش را برای پیمودن مسیر طولانی و البته دشواری که در پیش دارد بررسی کند، چراکه او امسال نه عید دارد و نه شب عید و نه کوچکترین زمانی برای از دست دادن.
بایدها و نبایدها
اگرچه قلعهنویی تجربه نشستن روی نیمکت تیم ملی را دارد، اما از آن زمان 15 سال میگذرد و بیشک خوب میداند که شرایط با زمانی که برای نخستین بار سکان هدایت این تیم را به دست گرفته بود دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است و از شاگردان زمان او اکنون به جرگه مربیان پیوستهاند و مسعود شجاعی تنها بازیکن از آن نسل است که هنوز به عنوان فوتبالیست فعالیت میکند. در طول سالهای اخیر، تیم ملی شاهد اتفاقات زیادی بوده که تأسفبارترین آنها (جدا از مقوله فنی) کلهپا شدن سکاندارهای تیم توسط برخی بازیکنان بوده است. اتفاقی که نه فقط صورت خوشی برای تیم ملی نداشت که باعث از بین رفتن اتحاد بین نفرات تیم نیز شده بود و قلعهنویی باید به عنوان یک مربی باتجربه که با 15 سال پیش تفاوتهای قابل توجهی کرده، حواسش بیش از هر چیز به اتحاد شاگردانش باشد و نظمی که تیم ملی برای گام برداشتن در مسیر موفقیت نیازمند آن است. در واقع او باید قبل از هر چیزی به بازیکنسالاری در این تیم پایان دهد و دندان لق را در همان گام نخست بکند و دور بیندازد. درست مثل کاری که سالها پیش کیروش با یکی، دو بازیکن تیم ملی انجام داد تا درسی شود برای سایرین که فکر تفرقهافکنی را به ذهنشان راه هم ندهند.
پروژه تغییر نسل
بزرگترین چالش او اما بیشک پروژه تغییر نسل در تیم ملی فوتبال ایران است. پروژهای که پیادهسازی آن به هیچ عنوان کار سادهای نیست. تیم ملی نیاز به پوستاندازی و تغییر نسل دارد. این واقعیت محض است، اما به شرط آنکه هدف آینده تیم ملی باشد و کادر فنی با نگاهی رو به جلو گام بردارد. در آن صورت این تیم قطعاً نیازمند بازیکنان جدید و جوان است و راهی جز این نیست. این مسئله را بسیاری بعد از پایان رقابتهای جام جهانی قطر نیز مطرح کردند. اینکه نسل فعلی فوتبال ایران به پایان راه رسیده و تیم ملی باید کمکم دست به تغییر نسل بزند. مسئلهای که گفته میشود در برنامههای قلعهنویی نیز بدان اشاره شده است، اما تردیدی نیست که عملی کردن این پروژه نیاز به صبر و تأمل دارد و نمیتوان از یک طرف خواهان پوستاندازی تیم ملی بود و از سوی دیگر با نخستین ناکامی، چشم بر همه چیز بست و دست به تغییر کادر فنی زد.
خودبزرگ پنداری
تیم ملی فوتبال ایران لژیونرهای خوب و مطرحی دارد که برخی از آنها عملکرد درخشانی در فوتبال اروپا داشته و دارند، اما صرف دل بستن به لژیونرها نمیتوان تیمی قوی ساخت، چراکه از یکسو به بازیکنان لیگ و داخلی اجحاف میشود و از سوی دیگر نمیتوان با وجود تمام لژیونرهای قابل اتکا، تیمی متحد و موفق داشت وقتی تیم ملی تنها در روزهایی خاص میتواند این مهرهها را در اختیار داشته باشد و شرایط بهگونهای نیست که بتواند هر زمان که خواست و اردو گذاشت آنها را برای ایجاد هماهنگی و پیادهسازی تاکتیکهای فنی سرمربی در اردو و در اختیار داشته باشد. به همین دلیل قلعهنویی باید بیش از لژیونرها نگاهش به لیگ باشد و بازیکنان مستعدی که سالها پشت خط لژیونرهای فوتبال ایران ماندهاند.
تیم ملی راه درازی در پیش دارد. شکستن طلسم جام ملتهای آسیا، آنهم در شرایطی که همه انتظار تغییر نسل دارند کار سادهای نیست، اما بیشک این تیم برای دستیابی به موفقیت نیازمند حمایت است. چه مادی و چه معنوی، حمایتی که اگر به درستی انجام گیرد، میتواند قلعهنویی و شاگردانش را که اسامی آنها طی امروز و فردا مشخص میشود در مسیر موفقیت قرار دهد و در صورتی که دریغ شود، میتواند کار را مثل همیشه با گرههای متعدد مواجه کند.